حتما بسیاری از شما هم شعر " پیش من دین ها ندارند اعتبار" را در فضای مجازی خوانده اید. این شعر به مولانا نسبت داده شده است. ما می خواهیم در این پست به این موضوع بپردازیم که آیا این شعر واقعا متعلق به مولاناست یا خیر. با ما همراه باشید.
متن شعر
ﺯ ﭘﺪﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﻯ یک ﭘﺴﺮ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻨﻬﺎ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﻯ ﭘﺪﺭ؟
ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻫﯿﭻ ﻛﺎﺭ
ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺩﯾن ها ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ
ﭼﻮﻧﻜﻪ آوردیم ﻫﺮ ﺩﯾﻦ ﺟﺪﯾﺪ
اﺧﺘﻼﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﯾﺪ …
ﻛﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺪ
ﺟﻨﮕﻬﺎﻯ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺷﺪ …
ﺧﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ
ﺑارﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺩﯾﻦ ،،،
ﻧﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ ﻧﻪ ﺗﺮﺳﺎ ﻧﻪ ﺟﻬﻮﺩ
“ﺳﺮ ﺑﻪ ﺣﻜﻢ ﻋﻘﻞ ﻣﻰ ﺁﺭﻡ ﻓﺮﻭﺩ
ﻋﻘﻞ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻛﻪ عیش دیگران
ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺰﯾﺴﺘﻰ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ !
ﺩﯾﻦ ﻭﻟﻰ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﺧﻮﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ
ﮔﺮ ﺑﺮﯾﺰﻯ ﺍﺟﺮ ﺩﺍﺭﻯ ﺑﯿﻜﺮﺍﻥ !!!
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺁﺧﺮ ﺁﺩﻣﻨﺪ
ﺩﯾﻦ ﭼﺮﺍ ﮔﻮﯾﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﺪﻭﺭ ﺍﻟﺪﻡ ﺍﻧﺪ؟
ﻣﻦ ﺑﺪﯾﻦ ﻋﻠﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻛﯿﺶ
ﺗﺎ ﻧﺮﯾﺰﻡ ﺧﻮﻥ ﻫﻤﻨﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ،،،
ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ “ﺧﺮﺩ”
ﭘﯿﺮﻭﻯ ﻛﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾﺖ ﺑﺮﺩ …
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﻯ ﺯﻣﯿﻦ
ﺩﻭﺳﺘﻰ ﻛﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺍین
دلایل این که شاعر این شعر مولانا نیست
متاسفانه فضای مجازی پر از دروغ شده است و وسیله ای شده است تا عده ای شعر و شاعران را دستاویز اهداف مغرضانه خود قرار دهند. در زیر دلایل رد انتساب این شعر به مولانا آورده شده است.
1. این شعر در هیچ کدام از کتابهای مولانا نیامده است. اگر کسی می داند منبعش کجاست به ما هم بگوید.
این شعر در مثنوی معنوی آمده است یا دیوان شمس یا فیه ما فیه؟
پاسخ ایناست که هیچکدام.
۲.آیا برای شما باور پذیر است کسی که در مثنوی خود بارها نام قران را آورده است و داستان های زیادی را از پیامبران مختلف نقل کرده است چنین موضعی نسبت به دین داشته باشد؟ آیا کسی که می گوید:
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست
یا
از علی آموز اخلاص عمل
یا
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
می تواند این چنین بر علیه دین شعر بگوید؟ این شعر کاملا هدفمند دین را لبریز از خشونت و ضد وحدت نشان می دهد.
۳.آیا کسی که در بیشتر حکایاتش نکات اخلاقی برآمده از دین را گوشزد می کند و معاد و توحید و نماز و مسئله اختیار را تعلیممی دهد می تواند چنین شعری گفته باشد؟ شخصی که در وصف روزه می گوید " چند روزی امتحان کن در صیام" می تواند بگوید "پیش من دین ها ندارند اعتبار"؟
۴.چگونه کسی که می گوید " پای استدلالیان چوبین بود" و بیشتر اشعارش حرف از عشق و دیوانگی است اینجا سخن از عقل می راند. جالب است که مولانا در ابیات بسیار زیادی انسان را به جنون دعوت می کند و می گوید که در بحث های علمی فایده چندانی وجود ندارد.
حرف آخر: هر چیزی را باور نکنیم و سعی کنیمقبل از پذیرفتن هر چیزی کمی تحقیق کنی